حمد الله مستوفي قزويني
272
تاريخ گزيده
هر ماه ، چهار هزار دينار زر سرخ بقيصر دهند باقى مسلمانان را باشد [ 1 ] ] . عبد الملك ، لشكر بجنگ مصعب زبير آورد . حرب كردند . ابراهيم بن مالك اشتر و عيسى بن مصعب بن زبير در آن جنگ كشته شدند . لشكر مصعب بيشتر منهزم شدند . عبد الملك خواست كه مصعب بزينهار او رود . اتباع مصعب ، نيز او را برين ترغيب مىكردند . مصعب گفت « مثلى لا يجزع اما اكون غالبا او مغلوبا » و جنگ كرد تا بر دست عم مختار ثقفى كشته شد [ 2 ] عبد الملك بر كوفه مظفر شد و چهل روز آنجا اقامت كرد ، در كوشك سلطان . يكى از صحابه [ 3 ] و بروايتى امام شعبى حاضر بود . عبد الملك مروان ازو در خواست پندى كرد . گفت درين چند سال ، هم بدين جايگاه ، عبيد الله زياد را ديدم ، سر حسين بن على رضى الله عنه پيش نهاده و چوب بر لب و دندان مباركش مىزد و باز مختار ثقفى را ديدم سر عبيد الله زياد پيش نهاده و چوب بر آن مىزد . و باز مصعب زبير را ديدم سر مختار ثقفى پيش نهاده چوب بر آن مىزد و اكنون ترا مىبينم سر مصعب زبير پيش نهاده چوب بر آن مىزنى ، بدين ظفر غره گشتهاى و از گذشته ياد نمىكنى و از آينده ايمن شدهاى . عبد الملك بگريست و گفت راست ميگوئى . هر چند دنيا وفا دار نيست ، اما ملك عقيم است و شريك بر نمىتابد . و بفرمود تا آن كوشك بشكافتند و سر مصعب زبير بخراسان فرستاد . از قبل زبيريان ، ابن خازم والى خراسان بود ، بر آن سر رقت كرد و اين بيت بگفت : اعيش زبيرا فى الحياة و ان امت * فانى ساوصى هامتى بالزبير عبد الملك بشام رفت و حجاج يوسف ثقفى را در رمضان سنهء اثنى و خمسين ، بجنگ عبد الله زبير فرستاد به مكه . حجاج با او بر سر چاه ميمون حرب كرد . عبد الله منهزم شد ، در مكه رفت . حجاج مكه را محصور كرد . نه ماه محصور بود و در ذى الحجة نيز بجنگ
--> [ 1 ] - ق : قيصر هر ماه چهار هزار دينار سرخ بعبد الملك دهد . [ 2 ] - زائدة بن قدامه الثقفى ( ابن الاثير ) قتل مصعب در محلى بنام « دير الجاثليق » روى داد . ( يعقوبى جلد 3 ) [ 3 ] - در طبرى اين روايت از عبد الملك بن عمير نقل شده . جامى هم اين حكايت را بنظم آورده و مطلع آن چنين است . نادره پيرى ز عرب هوشمند * گفت بعبد الملك از روى پند